-
[ بدون عنوان ]
جمعه 22 شهریور 1398 21:02
این روزا که شهر عشق خالی ترین شهر خداست خنجر نامردمی حتی تو دست سایه هاست وقتی که عاطفه رو می شه به آسونی خرید معنی کلام عشق خالی تر از باد هواست اما من که آخرین عاشق دنیام ماهی مونده به خاکو اهل دریام از همه دنیا برام یه چشمه مونده چشمه ای به قیمت همه نفس هام از همینه که همه عمرمو مدیون تو ام تویی یه عزیز تر از عمر...
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 7 شهریور 1398 13:04
آخر ای دوست نخواهی پرسید که دل از دوری رویت چه کشید سوخت در آتش و خاکستر شد وعده های تو به دادش نرسید داغ ماتم شد و بر سینه نشست اشک حسرت شد و بر خاک چکید آن همه عهد فراموشت شد چشم من روشن روی تو سپید جان به لب آمده در ظلمت غم کی به دادم رسی ای صبح امید آخر این عشق مرا خواهد کشت عاقبت داغ مرا خواهی دید دل پر درد...
-
[ بدون عنوان ]
جمعه 25 مرداد 1398 15:29
تو بیا ای یار دیرین تو بیا ای شور شیرین که به صحرا ها و دریاها بباریم تو بیا ای باد و باران به تن خشک خیابان شاخه ای از باغ فرداها بکاریم تو بیا باهم دوباره در شب سرخ ستاره آسمان از کبوتر ها بپاشیم تو بیا ای خنده ی دور در صحرگاهان پر نور سرخوش و خندان لب و دیوانه باشیم تمام ِ کهکشان نشانه از تو دارد زمان بدون تو سر...
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 19 مرداد 1398 19:50
عقابی قویچنگ و پولادپر خط کهکشانش کمین رهگذر خدنگ عقابافکنی جانشکار بیفکند ناگه پرش را ز کار به پرواز نیروی بالش نماند بر اوج فلک بر مجالش نماند بیاسایدش تا به کُنجی دمی نهد بال بشکسته را مرهمی عقابی که بُد چرخ گردون پرش به ویرانهای شد قضا رهبرش به ویرانهای گندش آزار جان در آن زاغکی چند را آشیان بهشتی جز آن گوشه...
-
[ بدون عنوان ]
جمعه 18 مرداد 1398 15:07
چنان دل کندم از دنیا که شکلم شکل تنهایی ست ببین مرگ من را در خویش که مرگ من تماشایی ست مرا در اوج می خواهی تماشا کن تماشا کن دروغین بودم از دیروز مرا امروز تماشا کن در این دنیا که حتی ابر نمی گرید به حال ما همه از من گریزانند تو هم بگذر از این تنها فقط اسمی به جا مانده از آنچه بودم و هستم دلم چون دفترم خالی قلم خشکیده...
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 7 مرداد 1398 21:41
پیشانیات وطن من است به من گوش کن و چون علفی هرز پشت این نردهها رهایم نکن همچون کبوتری در کوچ مرا وا نگذار همچون ماه تیره روز و بسان ستارهای دریوزه در میان شاخسار مرا با اندوهم رها نکن، زندانیام کن با دستی که آفتاب میریزد بر دریچهی زندانم بازگرد تا بسوزانیام،اگر مشتاق منی، مشتاق من با سنگهایم، با درختهای...
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 1 مرداد 1398 20:28
تو بارها از من می پرسیدی دوستم داری و من بارها می گفتم دوستت دارم اما اجازه ندادی چرا به همه سوالات تو جواب میدادم و یکبار حق پرسیدن را برای خودم نداشتم زمانی جدایی را گاهی تصور میکردم اکنون واقعا جدا شدیم همیشه به دیدار هم می امدیم اکنون تنها به خوابم می ایی همیشه می گفیم برای هم هستیم اکنون حتی از جسم هم نیز خبر...
-
[ بدون عنوان ]
جمعه 28 تیر 1398 21:45
شوق دیدار توام هست چه باک به نشیب آمدم اینک ز فراز به تو نزدیک ترم، می دانم یک دو روزی دیگر از همین شاخه لرزان حیات پرکشان سوی تو می آیم باز دوستت دارم بسیار هنوز.
-
[ بدون عنوان ]
جمعه 28 تیر 1398 21:45
شوق دیدار توام هست چه باک به نشیب آمدم اینک ز فراز به تو نزدیک ترم، می دانم یک دو روزی دیگر از همین شاخه لرزان حیات پرکشان سوی تو می آیم باز دوستت دارم بسیار هنوز.
-
[ بدون عنوان ]
جمعه 28 تیر 1398 20:19
صدایم کن صدای تو به شب پروانه میدوزد نگاهم کن نگاه تو برایم خانه میسازد بخند ای صبح نورانی پس از شب های طولانی که هر اعجاز لبخندت مرا بیگانه میسازد ببار ای آبی آرام بر صحرای خشک من سحر باغم درختانم برایت لانه میسازد بریز ای شوق پی در پی به صحراهای آبادم خرابم کن خراب تو مرا ویرانه میسازد تو آتش باش و برپا شو به سر تا...
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 26 تیر 1398 20:13
بی من نتوانی این خط و نشان لبریزم از عشق آرامش جان باران ببارد عجب حال خوشی شاید ندانی ولی باعثشی بی من نتوانی این خط و نشان لبریزم از عشق آرامش جان باران ببارد عجب حال خوشی شاید ندانی ولی باعثشی در دل من افتاده عشقت زمین گیر شدم سر تو با قسمت با تقدیر درگیر شدم ای بهونه ی زندگی بی تو من بی قرارم ... در دل من افتاده...
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 22 تیر 1398 20:52
توو این فکر بودم که با هر بهونه یه بار آسمونو بیارم توو خونه حواسم نبود که به تو فکر کردن خود آسمونه , خود آسمونه توو دنیای سردم به تو فکر کردم که عطرت بیادو بپیچه توو باغچه بیای و بخندی تا باز خنده هاتو مث شمعدونی بذارم رو طاقچه به تو فکر کردم به تو آره آره به تو فکر کردم که بارون بباره به تو فکر کردم دوباره دوباره...
-
[ بدون عنوان ]
جمعه 21 تیر 1398 20:27
آره بارون میومد آره بارون میاد خوب یادمه آره بارون میاد خوب یادمه مثل آخرای قصه اینکه آدم میره به رویا آره بارون میاد خوب یادمه آره بارون میاد خوب یادمه زیر لب زمزمه کردم کی میتونه دل دیوونه رو از من بگیره اونقدر باشه که من دلو دستش بدم و چیزی نپرسم دیگه حرفی نمونه بهر نگاهش آره بارون میاد خوب یادمه آره بارون میاد خوب...
-
[ بدون عنوان ]
جمعه 14 تیر 1398 19:39
صدایم کن صدای تو به شب پروانه می دوزد نگاهم کن نگاه تو برایم خانه می سازد بخند ای صبح نورانی پس از شب های طولانی که هر اعجاز لبخندت مرا بیگانه می سازد ببار ای آبی آرام بر صحرای خشک من سحر باغم ، درختانم، برایت لانه می سازد بریز ای شوق پی در پی به صحراهای آبادم خرابم کن، خراب تو مرا ویرانه می سازد تو آتش باش و بر پاشو...
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 13 تیر 1398 23:22
خط رو پیشونیم چشمای بارونیم دستای لرزونم پاهای بی جونم روح سرگردونم گلای ایوونم حتی چوب سیگارم فندک تب دارم دوس دارن برگردی خنده غمگینم پلکای سنگینم الکل تو خونم خونه ی زندونم خونه ی متروکم گلای گلدونم بار روی دوشم شونه ی داغونم دوس دارن برگردی تو آن عهدی که با من بسته بودی مگر بهر شکستن بسته بودی تو سنگین دل چرا از...
-
[ بدون عنوان ]
جمعه 27 اردیبهشت 1398 17:26
نازنینم میخواهم گریه کنم مگر می توان در این شرایط خندید مریم بانویم روزگاری شده است که به هرکس می روی پر از دردهاست همسایه درمند است خانواده دردمند است رهگذر خیایان دردمند است میتوان خندید؟ مهربانم پیش از تو تمام شب هایم یکسان بود تمام روزهایم یکسان بود وجودم کم کم به این درد عادت می کرد تا زمانی که تورا دیدم با ان...
-
[ بدون عنوان ]
جمعه 20 اردیبهشت 1398 16:19
من شاعر نیستم من تنها کلماتی را می دانم که نام تو را دارد و آنها را ردیف می کنم به نشانه تو شب را دوست دارم چون آغوش تو را دارد صبح را دوست دارم چون بیداری تو را دارد از رنگهایی خوشم می آید که رنگ چشمان توست رنگ آرامش تو من شاعر نیستم تنها کلماتی را که به تو ربط دارد می شناسم و آنها را کنار هم می گذارم تا دیگران...
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 5 اردیبهشت 1398 23:25
لحظاتی اتفاق می افتد که دوستان دیگر دوست نیستند. یکی از آن لحظات پیچیده لحظه قیامت است که روز برملا شدن رازهاست. در همین دنیا هم لحظاتی اتفاق می افتد که کسانی که به ظاهر دوست هستند، در چنین روزی به دشمنی می افتند چون زمینه دوستی و محبت از بین رفته است. وقتی روابط بر اساس ظلم باشد، به ظاهر برادرانه است اما در باطن رشته...
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 31 فروردین 1398 23:31
به شکوه گفتم برم ز دل یاد روی تو آرزوی تو به خنده گفتا نرنجم از خلق و خوی تو یاد روی تو ولی ز من دل چو برکنی، حدیث خود بر که افکنی؟ هر کجا روی وصله ی منی، ساغر وفا از چه بشکنی؟ گذشتم از او به خیره سری، گرفته ره مه دگری گذشتم از او به خیره سری، گرفته ره مه دگری کنون چه کنم با خطای دلم، گرم برود آشنای دلم کنون چه...
-
[ بدون عنوان ]
جمعه 30 فروردین 1398 21:07
برای گفتن من شعر هم به گل مانده نمانده عمری و دگر صدها سخن به دل مانده صدا که مرهم فریاد بود زخم را به پیش زخم عظیم دلم خجل مانده از دست عزیزان چه بگویم گله ای نیست گر هم گله ای هست دگر حوصله ای نیست سرگرم به خود زخم زدن در همه عمرم هر لحظه جز این دست مرا مشغله ای نیست دیری است که از خانه خرابان جهانم بر سقف فرو ریخته...
-
[ بدون عنوان ]
جمعه 30 فروردین 1398 11:49
به خیالم که تو دنیا واسه تو عزیزترینم آسمونها زیر پامه اگه با تو رو زمینم به خیالم که تو با من یه همیشه آشنایی به خیالم که تو با من دیگه از همه جدایی من هنوزم نگرانم که تو حرفامو ندونی این دیگه یه التماسه من میخوام بیای بمونی من و تو چه بی کسیم وقتی تکیمون به باده بد و خوب زندگی منو دست گریه داده ای عزیز هم قبیله , با...
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 24 فروردین 1398 23:48
و ناز می کنی ، من ناز می کشم ، این منطق کیه انگار پیش تو فرقی نمی کنه کی عاشق کیه تو ناز می کنی ، من ناز می کشم ، این منطق کیه انگار پیش تو فرقی نمی کنه کی عاشق کیه روح تو مریمه ، چشم تو نرگسه ، دست تو نسترن روح تو ، دست تو ، چشم تو ، عشق من ، گل خونه ی منه گل خونه ی منه روح تو مریمه ، چشم تو نرگسه ، دست تو نسترن روح...
-
ای طلوع ِ اولین دوست ای رفیق ِ آخر ِ من
پنجشنبه 22 فروردین 1398 23:16
ای به داد ِ من رسیده تو روزای ِ خود شکستن ای چراغ ِ مهربونی تو شبای ِ وحشت ِ من ای تبلور ِ حقیقت توی ِ لحظه های ِ تردید تو منو از شب گرفتی تو منو دادی به خورشید اگه باشی یا نباشی برای ِ من تکیه گاهی برای ِ من که غریبم تو رفیقی، جون پناهی ناجی ِ عاطفه ی ِ من شعرم از تو جون گرفته رگ ِ خشک ِ بودن ِ من از تن ِ تو خون...
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 17 فروردین 1398 22:36
تو را قسم به حریم شکیب و حرمت صبر که با شتاب خود این عشق را حرام مکن ...سر ستاره مبر زیر پای ظلمت شب چراغ صاعقه را برخی ظلام مکن به کینه می گسلد از امیدمان رگ و پی تو را که گفت این تیغ در نیام مکن ؟ تو را که گفت که مگشا دریچه بر رخ گل ؟ تو را که گفت به رنگین کمان سلام مکن ؟ به غیر مهر مخواه از سرشت ویژه ی خویش از...
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 14 فروردین 1398 22:02
مثل یه پروانه ببین اسیره مشته بسته ام از این همه پرسه زدن کوچه به کوچه خسته ام تو لحظه هایه بیکسی اسیره ناباوریم تو قاب خالیه جنون یه عکسه خاکستریم تویه این ثانیه های بی رمق لحظه های ابی تو حروم نکن این روزا ابری و خاکستریه شبایه آفتابیتو حروم نکن بگو خورشید از کدوم ور درومد که تومثل قصّه رویایی شدی ماهیه زخمیه پاشوره...
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 13 فروردین 1398 18:18
هیـچ جـز یـاد تـو ، رویای دلاویـزم نـیست هیـچ جـز نـام تـو ، حـرف طـرب انگـیزم نـیست! عـشق می ورزم و می سـوزم و فـریـادم نـه! دوست می دارم و می خـواهـم و پـرهـیزم نـیست. نـور می بـیـنم و می رویـم و می بـالم شـاد ، شاخه می گـستـرم و بـیـم ز پـائـیـزم نـیست. تـا به گـیتی دل ِ از مهـر تـو لبـریـزم هـست کـار با هـستی ِ از...
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 6 فروردین 1398 21:45
نگاه می کنم از غم به غم که بیشتر است به خیسی چمدانی که عازم سفر است من از نگاه کلاغی که رفت فهمیدم که سرنوشت درختان باغمان تبر است به کودکانه ترین خواب های توی تنت به عشقبازی من با ادامه ی بدنت به هر رگی که زدی و زدم به حسّ جنون به بچّه ای که توام! در میان جاری خون به آخرین فریادی که توی حنجره است صدای پای تگرگی که...
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 6 فروردین 1398 01:02
خداییش اینطوری بود حال و روزم خداییش حقمه اگه بسوزم منو از دست حرفات خسته کردی خداییـش بد منو وابسته کردی آخه تو مشکلم رو میدونستی خداییـش تو میخواستی میتونستی جواب مهربونیمو ندادی نگو نه قدرمو نمیدونستی منو از دست حرفات خسته کردی خداییش بد منو وابسته کردی جوونیمو ازم راحت ربودی خداییش اون که میگفتی نبودی انصافا تو...
-
[ بدون عنوان ]
جمعه 2 فروردین 1398 22:15
از دل و دیده،گرامی تر هم آیا هست؟ دست آری، ز دل و دیده گرامی تر : دست! زین همه گوهر پیدا و نهان در تن و جان، بی گمان دست گران قدرتر است. هرچه حاصل کنی از دنیا، دستاوردست! هرچه اسباب جهان باشد، در روی زمین، دست دارد همه را زیر نگین! سلطنت را که شنیدست چنین؟! شرف دست همین بس که نوشتن با اوست! خوش ترین مایه ی دلبستگی من...
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 29 اسفند 1397 22:34
کجاست ای یار آغوش تو / کجاست ای یار آغوش تو منم سخت را زبان تو باید ، به این زخم ها دست تو شاید ، باشد مرحمی باشد مرحمی جهان در جدال و خال منو اشک های نیمه شب و تسکین این بغض با یاد تو ، شاید کمی کسی جز تو از دردها درون من آگاه نیست کسی جز تو چون تو برای زمانه بزنگاه نیست تو باشی پریشانم پیش تو تو نفی حجابی عریانم پیش...