-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 29 اسفند 1397 10:58
نه اشتباه نکن این یه شعر عاشقونه نیس تصور کن یه مردو با چشمای خیس نمیخوام نباید تو شعرم به تو جسارت کنم نباید حس عشقو تعبیر به اسارت کنم شکسته میرم امشب بانو خدا نگه دارت اگر چه میشکنه اون دل سبز و سپیدارت واسه من که پنجره یه آرزوی مبهم بود ولی تو پنجره باشه تموم دیوارت ببخش منو اگه بوی زخم چرکینمو زجه های کبودم میشه...
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 26 اسفند 1397 19:29
یک دل عاشق را یک دل شکسته و خسته از ذورگار اما امیدوار به مهربانیت را تنها رها کردی نازنینم بی من چگونه ای؟ کسی هم هست که آوارگی اش را به شانه های پهن تو بسپارد و بگوید دوستت می دارم؟ من اما روی شانه ای تو آوار نمی شدم پرنده می شدم. و پرنده ای که هر شب خواب آوازهای بی سر خود را می بیند دلبستگی اش به صیاد خود بی قید و...
-
[ بدون عنوان ]
جمعه 17 اسفند 1397 22:42
من مرغ باغ عشق را بی بال و بی پر دیده ام اینگونه ویرانم نبین داغ برادر دیده ام
-
[ بدون عنوان ]
جمعه 17 اسفند 1397 17:08
در من کوچه ای است که با تو در آن نگشتم سفری است که با تو هنوز نرفته ام روزها و شب هایی است که با تو به سر نکرده ام و عاشقانه هایی که با تو هنوز نگفته ام ... "افشین یداللهی"
-
به مناسبت روز زن
یکشنبه 5 اسفند 1397 20:24
نازنینم کودک که بودم دیدن تازه ها را بر بر تایید انچه بزرگان می گفتند و نمی دانستم ترجیح دادم حضور حد اکثری در این دنیا را بر داشتن حد اکثر ها و ماجرای خود زندگی را بر پیدا کردن جواب تردید ها تشکیل گروه را دوست داشتم نه با زور که با عشق با دلیل تغییرات مضطربم نمی کرد خیلی زود فهمیدم زیباترین پروا نه هم حاصل یک تغییر...
-
تولد عشق
جمعه 26 بهمن 1397 19:58
نازنینم مهربانم می خواهم اولین کسی باشم که تولدت را تبریک می گوید هرچند که حال و هوایمان زمستانیست اما میلاد تو همیشه همانند خورشید برایم گرمابخش بوده است بهترینم قوت قلبم خورشید مهربانم بارها و بارها صدها و صدها بار هزاران و میلیارد ها بار میگویم تولدت مبارک زیباترینم اغراقی نیست اگر بگویم عشق با تو در این کره خاکی...
-
ولنتاین
چهارشنبه 24 بهمن 1397 19:09
ایا می توان عشق را بر زبان راند یا می توان انرا در یک روز خلاصه نمود نازنینم بهترینم اصلا تعریفمان از عشق چیست خود واژ ه عشق بیانگر چیست راز نهفته در این سه حرف چیست ادیبان به دنبال چه بوده اند و فیلسوفان و عالمان منظورشان از ان چیست معشوقه ام تنها یک چهارچوب است که مفهوم عشق را می توان در ان دید در ان تعریف کرد وگرنه...
-
[ بدون عنوان ]
جمعه 12 بهمن 1397 18:45
نازنینم زمانی بود در این شهر عاشقانه نویس های بسیاری بودند زیرا عشق زاییده امید است و امید نیز فرزند خلف و البته گاهی سرکش امید اما به ناگه عاشقانه ها نیز هماندد پایان نامه ها و مقالات isi و نمی دانم علمی پژوهشی یا علی ترویجی تعاریف گوناگونی پیدا کرد بهترینم این پایان راه هر مفهومی است که اصالت و ریشه در وجود ادمی...
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 5 دی 1397 20:32
نازنینم بهترینم بانویم خاقانی چه زیبا گفته است : امروز به حالی است ز سودا دل من ترسم نکشد بیتو به فردا دل من. نمی خواهم فضایی از درد و رنج را برایت تصویر نمایم اما این شهر پر از خفقان برایم با بودن تو آزادی این گرانبهاترین مفهوم بشری را به همره دارد نازنینم زیباترینم ذهنم مدام این را تکرار می کند من با مریم به عشق...
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 28 آذر 1397 22:12
نازنینم بهترینم نفسم همه زندگی ام می دانم که برای خورشید زیستن در دل این تاریکی ها و سردی ها سخت است خورشید من بهار من تابستانم پاییزم شب یلدایم زمستانم همه وجودم تو به تابیدنت ادامه بده گرمم کن روشنیایی بخش مرا ...................... کنون پرنده ی تو ــ آن فسرده در پاییز ــ به معجز تو بهارین شده است و شورانگیز بسا...
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 29 آبان 1397 17:55
از تو ای دوست نگسلم پیوند ور به تیغم برند بند از بند الحق ارزان بود ز ما صد جان وز دهان تو نیم شکرخند ای پدر پند کم ده از عشقم که نخواهد شد اهل این فرزند پند آنان دهند خلق ای کاش که ز عشق تو میدهندم پند من ره کوی عافیت دانم چه کنم کاوفتادهام به کمند در کلیسا به دلبری ترسا گفتم: ای جان به دام تو در بند ای که دارد به...
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 21 آبان 1397 20:24
بانویم یانوی مهربانم مریم نازنینم زیباترینم این جمله را به دقت بخوان : ویرانشهر یا مدینه فاسده جامعهای است با برتری کامل ویژگیهای منفی. فاجعه انسانی و بدزمانگی و بدفکری از خطوط برجسته آنند. ویرانشهر همان وارونه شهر و نقطه مقابل آرمانشهر است. نازنینم بهترینم در این ویرانشهر تنها رنگ و لعاب زندگی من تو هستی فرشته...
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 10 مهر 1397 22:01
مریم نازنینم در دنیای از خیالات گوناگون برایت می نویسم باور کن به خدا حس یه کارمند متعهد و دارم که صبح به صبح بیدار میشم آماده میشم برای دوباره و دوباره دوست داشتنت شغل من دوست داشتن توست
-
[ بدون عنوان ]
جمعه 23 شهریور 1397 22:40
تو از این دشت خشک تشنه روزی کوچ خواهی کرد و اشک من ترا بدرود خواهد گفت . نگاهت تلخ و افسرده است . دلت را خار خار نا امیدی سخت آزرده است . غم این نابسامانی همه توش وتوانت را زتن برده است . تو با خون و عرق این جنگل پژمرده را رنگ و رمق دادی . تو با دست تهی با آن همه طوفان بنیان کن در افتادی . تو را کوچیدن از این خاک ،دل...
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 24 مرداد 1397 23:00
وطنم ایرانم سرزمینم دخترانت رسم بی وفایی را نکنک از تو اموخته اند مردانت رسم نیندیشیدن را از تو یاد گرفته اند من و بسیاری را می شناسم شبها و روزها با چشمانی از اینکه چرا شرافتمند هستند و متهم به بسیاری چیزها و نالان از بی وفایی ها بازهم وفادارند ایران من یکبار هم تو وفادار باش
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 23 مرداد 1397 09:28
ساغرم شکست ای ساقی رفتهام زدست ای ساقی درمیان توفان برموج غم نشسته منم در زورق شـکستـــه منـــم ای نـاخـــدای عــالـم تا نـام مـن رقـم زدهشـد یکبـاره مـهـــر غـم زدهشــد بــر ســرنـوشـت آدم ساغرم شکست ای ساقی رفتهام زدست ای ساقی .................... تـو تشنـه کـامم کُشتی در ســــراب نــــاکــــامـیهــا ای بــلای...
-
[ بدون عنوان ]
جمعه 19 مرداد 1397 20:46
یک تکرار دیگر .. برای ذهنی که غرق تکرار است برای یک تنهایی که در خودش هزار بار ضرب شده است و یک انتظار جان فرسا … میان خیال و سایه ها سکوت ، انتظار ، تکرار … شناختی ؟! این منم ! همانی که سال پیش بود همینجا … منتظر بودم ! گیج میزند تمام خاطراتم ، گم کرده ام مرز خیال و واقعیت را یک تکرار دیگر … سکوت ، تنهایی … و شمع های...
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 17 مرداد 1397 13:12
متن پست اینستاگرامی دکتر «مهرپور» این استاد در اینستاگرام شخصی اش با انتشار عکس قبر همسرش نوشته است: «مریم عزیزم سلام. من در چهل و یک سالگی به بسیاری از آن چیزهایی که امروز آرزوی جوانان و دانشجویان است، رسیده ام. پزشک، جراح، فوق تخصص، استاد و حتی رئیس! اما امروز بعد از این راهِ دراز و پر مشقّت، یک آرزو بیشتر ندارم،...
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 15 مرداد 1397 23:41
این خانه قلب من زندگی من همه برای توست مریم همه وجود کمن برای توست دلم نیامد غیر فعال نگه دارم هرچند شکسته پر به کنج قفسم یک بوسه بود از لب لعلت هوسم و آن بوسه چنان است که لب بر لب تو آن قدر بماند که نماند نفسم
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 13 مرداد 1397 20:50
در یک تپه باستانی تورا دیدم در انجا عاشقت شدم وقتی اولین اشعار و اهنگ هارا برایت زمزمه کردم و زبان به تحسین گشودی دانستم این عشق جان میگیرد ابن نهال را میتوان در قلبهایمان کاشت یادت می اید: حتما می اید این عقلانیت ویرانشهری تو انقدر قدرتمند نیست حافظه ات را پاک کند گفته بودی که چرا محو تماشای منی آنچنان مات،که حتی...
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 13 مرداد 1397 19:59
مرغ محبتم من ، کی آب و دانه خواهم با من یگانگی کن ، یار یگانه خواهم شمعی فسرده هستم ، بی عشق مرده هستم روشن گرم بخواهی سوز شبانه خواهم افسانه محبت ، هر چند کس نخواند من سر گذشت خود را ، پر زین فسانه خواهم بام و دری نبینم ، تا از قفس گریزم بال و پری ندارم ، تا آشیانه خواهم تا هر زمان به شکلی ، رنگی بخود نگیرم جان و تنی...
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 13 مرداد 1397 17:32
پس از پایان جنگ جهانی دوم و کشف ابعاد گسترده و دهشتناک جنایات نازی ها در اردوگاه های مرگ، این پرسش که چگونه و چرا خیل عظیمی از افرادی که به طبقات و بخش های گوناگون اجتماع تعلق داشتند، به شکل های گوناگون و در مراحل مختلف، یا به طور مستقیم در این جنایات شرکت کردند و یا به نوعی در شبکه ی پیچیده ی طراحی و اجرای آن نقش...
-
[ بدون عنوان ]
جمعه 12 مرداد 1397 22:03
دارد صبح میشود! بیا بیدار نشویم علاقه من در خوابِ تو بمانم وُ تو در خوابوخیال وُ خیالِ خوابِ من دارد صبح میشود هوا بیابرویم ساحل، درراه نان میخریم. وَ نان تازه و داغ از خانه چای میآوریم/ آفتاب نیامده بساطِ استکانِ داغ و بخار چای و بویِ نانِ تازه و طعمِ سفره خواب را میچینیم. نیا آفتاب جان ما تازه خوابِ خانه...
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 11 مرداد 1397 00:13
ادمی هرچه قدر هم که تلاش کند در این زمانه از سیاست و فلسفه بنویسد روح عاشق که داشته باشد نمی تواند البته عاشق بوده همانند سلبریتی ها و مجریان من و تو بیبیسی و رامبد جوان باری به هر جهت بوده نیست عاشق بودن یعنی تلاش برای رسیده به تعهد وفاداری صداقت مگر اینکه از بیخ و بن اینها را قبول نداشته باشیم نمی دانم شاید هم من در...
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 9 مرداد 1397 23:42
پیدایش یک نابغه یک رخداد تاریخیست. افلاطون یک رخداد تاریخیست. ارسطو هم! ابن سینا و مولوی و خیام اتفاقات تاریخی هستند. این رخدادها نه قابل پیشبینیاند و نه میشود آنها را برنامهریزی کرد. ظهور نابغهها همان قدر قابل برنامهریزی است که فوران یک آتشفشان. این نه به خواست کسی پیش میآید و نه به عزم و اراده فردی فوران...
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 8 مرداد 1397 20:13
اگر بدانی وقتی نیستی چقدر بیهوده ام تلخم، خرابم و هیچ اگر بدانی فقط ... هیچوقت نمی روی بانوی زیبای من حتی به خواب ... .............................. باز عاشقت شدم؛ داشتم آهنگی گوش می دادم که شبیه موهای تو بود .......................
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 2 مرداد 1397 18:38
میان تاریکی تو را صدا کردم سکوت بود و نسیم که پرده را می برد . در آسمان ملول ستاره ای می سوخت ستاره ای می رفت ستاره ای می مرد ! ترا صدا کردم ترا صدا کردم تمام هستی من … چو یک پیالۀ شیر میان دستم بود نگاه آبی ماه به شیشه ها می خورد ترانه ای غمناک چو دود بر می خاست ز شهر زنجره ها چو دود میلغزید به روی پنجره ها تمام شب...
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 31 تیر 1397 20:03
پشه ای در استکان آمد فرود تا بنوشد آنچه وا پس مانده بود کودکی -از شیطنت- بازی کنان بست با دستش دهان ا ستکان! پشه دیگر طعمه اش را لب نزد جست تا از دام کودک وا رهد خشک لب، میگشت، حیران، راه جو زیر و بالا ، بسته هر سو راه او روزنی میجست در دیوار و در تا به آزادی رسد بار دگر هر چه بر جست تکاپو می فزود راه بیرون رفتن از...
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 27 تیر 1397 20:59
دل میشود مگر هنوز نلرزد. از عکسبرگردانِ پیکسل پیکسل شدن آدمهای واقعی. که یکروز گرما یا سرمای دستشان لمس کرده بودی ............................................... حسادت احساس وحشتناکی است! به هیچ یک از رنجها شبیه نیست زیرا در آن هیچگونه شادی یا حتی غم واقعی وجود ندارد. فقط رنج میدهد و بس، نفرت انگیز است!...
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 26 تیر 1397 23:09
در گوشه این اتاق تاریک یک باغ نشستهاست بیدار از دوست ندیده جز مذلت از غیر کشیده رنج بسیار در ریشه هر گیاه سبزش انبوه کسالت است و دیوار بر بام بلند ابرهایش خورشید نمیشود پدیدار هر ثانیه اش هزار سال است در فاصله نگاه و دیدار این باغ منم که خسته از خویش در خویش خزیدهام دوصد بار عشق است که میدهد خزانم عشق است که...